خوانش آیینی-اساطیری بازنمایی گرفت وگیردر تخت جمشید و کلیله و دمنه بایسنقری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مربی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان

2 کارشناسی ارشد نقاشی

چکیده

روز و شب، سفید و سیاه، تاریک و روشن، ما در جهانی زندگی م یکنیم که بر پای هی این تضادها استوار است! نیک و بد، زشت وزیبا...! در آیین های ایران باستان این تضاد معانی گسترده و عمیقی یافته، تا آ نجاکه در آیین زرتشت )سپنتا مینو و انگره مینو( 1 به صورت عنصری واحد، آفرینش را بنا نهاد هاند. جدال شیروگاو یکی از قدیمی ترین نقوش بکار رفته در هنر ایران می باشد.نگارندگان با انتخاب دو اثر کشتن گاو در تخت جمشید و نسخه ی کلیله و دمنه بایسنقری و تطبیق آن با یکی از حجاری های به جای مانده از کشتن گاو به دست میترا در آیین مهرپرستی ضمن اشاره به شباهت های موجود در این سه اثر تلاش می کنند تا باخوانشی اساطیری و آیینی ارتباط موجود در آن ها را بیان نمایند.در این مقاله روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و با استفاده از منابع مکتوب و اینترنتی می باشد و روش پژوهش نیز به صورت توصیفی - تحلیلی است که شباهت ها وتفاوت ها طی جدولی، مورد مطالعه و بررسی قرارگرفته است.در مقاله حاضر پس از شرح کوتاهی از آیین مهری و نقش گرفت و گیر و اسطوره ی شیر و گاو، به مطالعه تصاویر گرفت و گیر درتخت جمشید و کلیله و دمنه بایسنقری، به مقایسه ی آن با کشته شدن گاو در آئین میترائیسم پرداخته و چنین نتیجه می گیرد که شباهتهای غیر قابل انکاری در این دو نگاره وجود دارد.شاید بیان ارتباط معنایی جدال شیر و گاو در تخت جمشید با آیین مهر و شباهت های موجود در عناصر بصری آن در پژوهش های متاخر مورد بررسی قرار گرفته باشد لیکن آن چه این نوشتار را متفاوت می نماید بیان امکان پیوستگی و گستردگی مفاهیم اساطیری از روزگار نگارش کلیله و دمنه تا به تصویر کشیدن آن در عصر تیموری و تبیین امکان خوانشی آیینی اساطیری از این متن بر اساس تصاویر موجود از داستان کلیله و دمنه می باشد.

کلیدواژه‌ها